رویداد۲۴ نوشت: بنزین دوباره به یکی از نگرانیهای جدی مردم تبدیل شده است؛ نه فقط به دلیل بحث همیشگی درباره قیمت آن، بلکه این بار به دلیل تصویری که از جایگاههای سوخت در نقاط مختلف کشور دیده میشود.
در تهران، وضعیت به نسبت بهتر است و نمیتوان از یک بحران فراگیر در تمام جایگاههای پایتخت سخن گفت. با این حال، گزارشها و تصاویر منتشرشده در فضای مجازی از برخی نقاط تهران نیز صفهای غیرعادی را نشان میدهد. در خارج از پایتخت، اما وضعیت نگرانکنندهتر به نظر میرسد؛ در برخی شهرها و بهخصوص مسیرهای جادهای، خودروها برای دریافت مقدار محدودی بنزین ساعتها در صف میمانند.
گزارشهای منتشرشده در روزهای اخیر از صفهای طولانی در تهران، کرج و شهرهای دیگر حکایت دارد و حتی گزارشهایی درباره تعطیلی موقت برخی جایگاهها یا توقف سوخترسانی منتشر شده است.
این در حالی است که شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی میگوید مشکلی در تأمین بنزین وجود ندارد و میزان توزیع روزانه حتی به حدود ۱۵۰ میلیون لیتر رسیده است. طبق اعلام این شرکت، میانگین توزیع بنزین در مرداد ۱۳۸ میلیون لیتر بوده و در روزهای ابتدایی شهریور به حدود ۱۴۵ میلیون لیتر رسیده است؛ بنابراین پرسش اصلی این است: اگر کمبود سراسری وجود ندارد، چرا مردم در برخی نقاط کشور باید برای چند لیتر بنزین ساعتها منتظر بمانند؟
صف بنزین فقط مسئله یک پمپبنزین نیست
ممکن است بخشی از این صفها ناشی از افزایش سفرهای تابستانی، ترافیک مسیرهای انتقال سوخت، اختلال موقت در برخی جایگاهها یا افزایش تقاضا باشد. شرکت ملی پخش نیز افزایش مصرف و ترافیک مسیرهای انتقال سوخت را از عوامل شکلگیری صفها دانسته است.
اما مسئله مهمتر این است که چنین اختلالهایی در شرایط فعلی اقتصاد ایران، بسیار سریعتر از گذشته به نگرانی عمومی تبدیل میشوند.
وقتی مردم با تورم بالا، کاهش قدرت خرید، نوسان ارز و نااطمینانی اقتصادی مواجهاند، مشاهده صفهای طولانی بنزین میتواند این تصور را ایجاد کند که «قرار است اتفاقی بیفتد»؛ به ویژه که مقامات دولتی قبلا آب پاکی را روی دست مردم ریخته و افزایش قیمت را قطعی کردهاند. وضعیت فعلی در واقع نتیجه اظهارات اخیر پزشکیان درباره بنزین ۱۰ هزار تومانی و سخنان سخنگوی دولت درباره اعمال قیمتهای جدید بعد از شهریورماه است؛ عدهای برای احتیاط زودتر به جایگاه مراجعه میکنند، مصرف کوتاهمدت بالا میرود و همین رفتار میتواند صفها را طولانیتر کند. یعنی ترس از کمبود، خود میتواند به عاملی برای تشدید اختلال در توزیع تبدیل شود.
اظهارات جدید معاون پزشکیان نیز به این نگرانیها میافزاید. محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، صراحتاً گفته شرایط اقتصادی کشور خوب نیست و از یک طرف بودجه با ناترازی مواجه است و از طرف دیگر، ادامه این وضعیت به تورم منجر میشود. او همچنین درباره بنزین گفته است که نمیتوان سوختی را که قیمت تمامشده آن بسیار بالاتر است، با قیمت یارانهای عرضه کرد.
این اظهارات نشان میدهد حتی اگر افزایش قیمت بنزین در دستور کار فوری دولت نباشد، مسئله اصلاح قیمت و شیوه توزیع سوخت از دستور کار سیاستگذار خارج نشده است.
ناترازی؛ مسئلهای واقعی که با گران کردن بنزین حل نمیشود
بحث ناترازی بنزین نیز واقعی است. رضا سپهوند، عضو کمیسیون انرژی مجلس، پیشتر از کسری روزانه حدود ۳۰ میلیون لیتر سخن گفته و تولید روزانه را حدود ۱۰۵ میلیون لیتر در برابر مصرف ۱۳۵ میلیون لیتر اعلام کرده بود.
برخی گزارشها نیز از نیاز کشور به واردات حدود ۳۰ میلیون لیتر بنزین در روز خبر دادهاند. اما از این واقعیت نمیتوان بهطور خودکار به این نتیجه رسید که افزایش قیمت، بهترین یا تنها راه حل است.
حتی پیشنهادهای مطرحشده از سوی کارشناسان و رسانههای داخلی نیز به راهکارهای غیرقیمتی اشاره دارند؛ از توسعه CNG و خودروهای دوگانهسوز و برقی گرفته تا اصلاح الگوی مصرف، کاهش مصرف خودروهای پرمصرف و هدفمند کردن سهمیهها.
نکته مهم این است که اگر خودروهای تولید داخل مصرف بالایی دارند، حملونقل عمومی ناکارآمد است و سرمایهگذاری کافی برای توسعه خودروهای کممصرف و CNG صورت نگرفته، نمیتوان تمام هزینه ناکارآمدی ساختاری را با افزایش قیمت بنزین از جیب مصرفکننده گرفت.
خطر بزرگتر؛ بنزین فقط بنزین نیست
مسئله بنزین در اقتصاد ایران از قیمت یک لیتر سوخت بسیار فراتر میرود. اگر قیمت بنزین به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کند، نخستین اثر آن افزایش مستقیم هزینه حملونقل است. اما اثر دوم مهمتر و شامل افزایش هزینه جابهجایی کالاها است.
کالا برای رسیدن از کارخانه به انبار، از انبار به عمدهفروشی و از آنجا به فروشگاه، نیازمند حملونقل است؛ بنابراین افزایش هزینه سوخت میتواند خود را در قیمت مواد غذایی، کالاهای مصرفی، خدمات، کرایهها و هزینه تولید نشان دهد.
در اقتصادی که مردم همین حالا نیز با کاهش قدرت خرید مواجهاند، افزایش قیمت سوخت میتواند به معنای یک موج تورمی جدید باشد.
حتی اگر دولت بخواهد با پرداخت یارانه یا کالابرگ بخشی از این فشار را جبران کند، سؤال اصلی این است که آیا حمایت نقدی یا کالایی میتواند اثر زنجیرهای افزایش هزینه حملونقل و تولید را خنثی کند؟
تجربه آبان ۹۸ هنوز فراموش نشده است
بنزین در ایران فقط یک کالای اقتصادی نیست؛ یک موضوع اجتماعی و سیاسی نیز هست. تجربه افزایش قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸ نشان داد که اصلاح قیمت سوخت بدون اقناع عمومی، بدون آمادهسازی اقتصادی و بدون ایجاد اعتماد میان دولت و جامعه میتواند به سرعت از یک تصمیم اقتصادی به یک بحران اجتماعی تبدیل شود.
امروز شرایط حتی از برخی جهات حساستر است. جامعه با تورم، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی دستوپنجه نرم میکند و هر تصمیمی که هزینه زندگی را افزایش دهد، میتواند با واکنش شدیدتری مواجه شود.
به همین دلیل هشدار اصلی درباره بنزین صرفاً این نیست که «بنزین گران میشود یا نمیشود». هشدار این است که اگر قرار است اصلاحی در قیمت یا سهمیهبندی انجام شود، دولت نمیتواند آن را صرفاً به عنوان یک تصمیم حسابداری برای جبران کسری بودجه یا ناترازی سوخت ببیند. به ویژه در شرایط اقتصادی فعلی که مردم هر روز بیش از روز گذشته در تنگنای معیشتی قرار میگیرند، اعتراضات صنفی در گوشه و کنار مملکت رو به افزایش است و همین امروز محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه از احتمال راه افتادن آشوب در کشور و برای برخورد سخت با آن اعلام آمادگی کرده است.